چگونه یک "زن زیادی "بسازیم یا ساختن فیلم فمینیستی در یک دقیقه

 
 خب اول احتیاج به یک زن ترجیحا باسواد داریم که میتونه مستقل زندگی کنه و اساسا احتیاجی به هیچ مردی نداره . اما به خاطر حرف در و همسایه یا فشار خانواده مجبور شده ازدواج کنه . با کی؟خب اینم روشنه، یک مرد بی سواد ترجیحا بازاری با مقادیری سبیل و پشت مو و حرفهای دم بازاری .حالا همه چی حاضره برای اینکه مرد به زن زور بگه و زن هم در حال لباس روی بند انداختن در نهایت مظلومیت اشک بریزه. چه جوری باید زور بگه؟ میتونه روش اسید بپاشه یا مزاحمش شه؟ نه این ایده قدیمی ایه و مال خواستگارای سمج.مثلا میشه پای زن سوم روهم وسط کشید و مرد در کمال پررویی با اون رابطه داشته باشه و زن هم فقط اشک بریزه ( میشه این نما رو با نمای درشت چهره زن و یک موسیقی اشک درآر ساخت ) .
بعد از اینکه اشک هاش تموم شد (و یک ساعت از فیلم گذشت) یهویی زن فیلم یادش بیاد که میتونه اعتراض کنه . اینجوری: کافیه اتفاقا همراه شوهرش و اون زن سوم سفر کنن و اتفاقا جاده بند بیاد و مجبور بشن شب تو یه بیغوله ای بمونن و اتفاقا یک بنده خدایی آدم بکشه و اتفاقا زن شب خوابش نبره و اتفاقا همون آقای قاتل رو ببینه و با دوتا دیالوگ هم دیگه رو بفهمن و قرار بشه آقای قاتل انتقام مظلومیت ها رو بگیره ( توجه کنین که تکیه گاه بازم یه مرد دیگه اس ).و بعد میتونیم سر صبر و با تفصیل فراوان ( چیزی که زیاده حوصله!) با شنیدن سرگذشت قاتل و زن سوم و مرد ، مدت زمان فیلم رو زیاد کنیم. و در آخر هم که مرد داستان ارزش مردن نداره پس همینجوری ول میشه  و آقای قاتل هم طی یک عملیات خود درگیرانه پاش پیچ می خوره و میره رو اسلحه اش و میزنه خودشو میکشه و زنهای فیلم هم به رهایی میرسن.
 در ضمن میشه یه مرد خوب هم به فیلم اضافه کرد تا انقدر منتقدها غر نزنن چرا فیلمتون مرد خوب نداره . مرد خوب میتونه یه افسر پلیس با احساس و زخم خورده روزگار (با صدای کارآگاه رکس!) باشه که هروقت لازمش داشتیم کنار آتیش گشت بازرسی باشه و تیکه های فلسفی بپرونه. اگرم شباهتی به پلس های واقعی نداد چه اهمیتی داره ؟ بالاخره فیلم محلی برای وقوع اتفاقاتی که در واقعیت امکان وقوع ندارن.
نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد