مصاحبه سیمین دانشور در حد خوندن خاطرات یک آدم معروف جالب بود. نه بیشتر. فکر نمیکنم هدف تحریریه ادبی شرق و یزدانی خرم اینجور مصاحبه بود اما به نظرم مصاحبه کننده زیادی تحت تاثیر شخصیت دانشور قرار گرفته بود و رسماً میدون رو برای دانشور خالی کرده بود. خوبیاش این بود که اینجوری بیشتر میتونستی با شخصیت خود نویسنده آشنا بشی. گاهی فکر میکنم با خالق آثار هنری آشنا نشم بهتره. همون تصویر ذهنی که ازشون دارم بسه.
پ.ن: راجع به اون تیکه از مصاحبه که از ناجی و مهدی موعود حرف زده بود نظر خاصی ندارم. یه اظهار نظر شخصیه، اما این اشتباه یا حماقتِ که به خاطر این حرف بهش حمله میکنن. واقعاً مسخره است که بین قشر تحصیل کرده، دینداری داره تبدیل به تابو میشه. به همون داغی که اوایل انقلاب بی دینی تابو بود. فقط به خاطر جوِِ زمانه.
به عکسای تو که نمی رسه
اینا را با دوربین موبایلم می گیرم
تا وقتی پولدار بشم و دوربین بخرم
درباره ی دوربین می تونی راهنمایی ام کنی؟