۱. همون طور که واضح و مبرهن ِ، من به قولم عمل نکردم و به آقا سبیلوئه سر زدم. اونم دوبار! و سه تا کتاب خوب گرفتم: "چرا ادبیات" از دوتا موجود دوست داشتنی (یوسا و کوثری)، "نیمه غایب" سناپور که به یکی داده بودم و خورده شده بود و "روزی روزگاری دیروز" که مجموعه داستانِ از مجله نیویورکر.
۲. این خانه ادریسیها رو نمیدونم چرا نمیتونم تمومش کنم. بعضی کتابها هست که در حین خوندن متوجه میشی فقط داری میخونی تا تموم بشن. این هم جزو همونهاست. اینم بگم البته که قدرت نویسنده در خلق این همه صدای مختلف و زنده واقعاً میخکوبم کرد. ولی 600 صفحه خوندن در حالی که اصلی ترین اتفاقی که مدام تکرار میشه حرف زدنه، خستهام کرده.
سلام.خوبی؟؟؟
ایول کتاب خون اما بعضی از کتابا رو حتی ارزش اسم شنیدنش رو هم ندارن پس ...
سر سبز باشی