صورت برداری های یک کرم کتاب

-کتاب‌های جدید (یا کتاب‌هایی که تا به حال ندیده بودم)
دو کتاب از کازوئو ایشی گورو: اولی "هرگز رهایم مکن" چاپ ققنوس و دومی منظره‌ی پریده رنگ تپه‌ها چاپ نیلا.
توضیح: غرفه‌ی نیلا تقریباً در حال مگس پروندن بودن و برخورد فروشنده خوب بود. در مقابل ققنوس با وسعتی چهار برابر نیلا غلغله بود و برخورد کارمندهاشون بازاری بود.
 کتابی از بیلی وایلدر: فیلم‌نامه‌ی "غرامت مضاعف" از نشر نیلا و کتاب دیگه‌ای هم از همین سری در چند روز آینده چاپ می‌شه.
کتابی از سلینجر نازنین: داستان ِ بلندِ "جنگل واژگون" باز هم از نیلا و با ترجمه‌ی مترجمینی گمنام "بابک تبرایی و سحر ساعی".
توضیح: امیدوارم این یکی مثل ِ "سیمور پیشگفتار" دلسردمون نکنه. الهی آمین.
مجموعه داستانی با ترجمه‌ی مژده دقیقی: معامله‌ی پرسود و داستان‌های دیگر. نویسنده‌ها در طیف عجیب غریبی از ژول ورن  و آرتور کانن‌دایل گرفته تا بولگاکف و گارسیا مارکز قرار دارند.
و در انتها قسمتِ هیجان انگیز ِ ماجرا: مجموعه اشعار نصرت رحمانی! چاپِ نفیس و تر تمیز ِ انتشاراتِ نگاه.

- کتاب‌های سابقاٌ یافت نشده
کتابی از استاد ماریو بارگاس یوسا: "گفت و گو در کاتدرال" چاپِ تمیز لوح فکر و با ترجمه‌ی استاد کوثری.
توضیح: این کتابِ سابقاً ممنوعه تا قبل از این چاپ جدید به طرز سرسام‌آوری گرون بود. یکی از دلایلش خمیر شدن نسخه‌های چاپ اولیه‌ی کتاب بود. این‌طور هم که خودم  از زبان آقای کوثری شنیدم آدمی نیستند که حتی با کمی سانسور هم موافق باشند. حالا این‌که مشکل ِ این کتاب چی بوده، خدا داند و بعضی بنده‌هاش!
دو کتاب از پل استر نازنین: هیولا و کشور آخرین‌ها هردو با ترجمه‌ی خانم خجسته کیهان.
توضیح: برخورد مسئولین این غرفه هم خیلی خوب بود و از مشتری‌هاشون آدرس ای‌میل می‌گرفتند تا اطلاعاتِ بعدی رو براشون پست کنند. من به این نشر خیلی علاقه و اعتقاد دارم. از نظر چاپ و باقی بند وبساط‌ها کارشون در سطح قابل قبولیه، کتاب‌های ترجمه شده‌اشون اغلب هدف‌دار و فکر شده است، با مترجمین خوبی کار می‌کنند و طرح جلد‌های هوس انگیز و زیبایی می‌زنند که در نگاه اول هم مشخص کننده‌ی ناشر کتابِ و هم هویتی خاص به کتاب می‌ده.
دو کتاب از نابوکف: پنین و دفاع لوژین. هردو با ترجمه‌ی رضا رضایی.
توضیح:هرسال که به نمایشگاه می‌رفتم، این کتابِ پنین هِی چشمک می‌زد که آی بیا منو بخر. نامرد طرح جلد و چاپِ خیلی توپی هم داره. کیف می‌کنی وقتی دستت می‌گیری. مطمئناً یکی از کاربردهاش استفاده در مخ زدن به روش فرهنگیه.

باقی کتاب‌ها باشه در پست بعدی.
+
به آقا ناصر: آقا مگه می‌شه در محفلی از دوستداران ِ کتاب باشی و نشانه‌ای از شما نبینیم و خدای نکرده شما رو فراموش کنیم؟ گیریم شما چندصد کیلومتر اون‌طرف‌تری، بچه‌هات که این‌جا هستن. در صفحه‌ی دهِ بروشور تجملاتی که نشر کاروان چاپ کرده، در معرفی کارهای شما - همون حرف‌های پشت جلدِ کتاب‌ها به اضافه‌ی آدرس سابق وبلاگ و طرح جلدها و  همچنین عکس سابق ِ وبلاگی رو قرار داده. البته من‌بابِ چغولی این رو هم اضافه کنم که معرفیِ کتابِ بهرام مرادی رو دو صفحه عقب‌تر و در صفحه‌ی هشت آورده و در کنار عکس‌اش القاب و عناوینی از قبیل برنده‌ی فلان جایزه رو هم ذکر کرده!

نظرات 2 + ارسال نظر
هستی دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 09:48 ب.ظ http://chandganeh.blogspot.com

سلام! خسته نباشی با این همه گشت و گذار در این روزهای داغ تهرون. از اصغر حداد چیزی می دونین؟؟؟ و اینکه ایا خوب ترجمه می کنه یا نه؟؟؟

مرسی. این آقای حداد همونی نیستن که یعقوب کذاب رو ترجمه کردن؟ اگر آره که باید بگم نخوندم این کتاب رو ولی یکی از این ترجمه و کتاب خیلی تعریف می کرد. من مطلب منفی در موردشون نشنیدم.

ناصر غیاثی دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 10:57 ب.ظ http://naserghiasi.blogspot.com

آقا ممنون خلاصه، حسااابی.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد